تبليغاتX
همه چی و هیچ چی

روزی به خود میگفتم که اگر اورا با کسی ببینم دنیا را به آتش خواهم کشید!!!

 

پ.ن: دست تو دست یه آدم گوگولی با مرام کوتوله سیگاری چاق هستی!! آره؟

پ.ن: ببین چقدر پیشم خوار شدی که حتی حاضر نیستم فندکی بزنم چه برسد به آتش زدن دنیا...

 

+ نوشته شده در  87/03/29ساعت 2:2  توسط دل شکسته  | 

هوای عشق تازه نیست تور رگهام

نفسم این خاکِ

خون گرمم پاکِ ..

+ نوشته شده در  87/03/14ساعت 10:21  توسط دل شکسته  | 

 

بیا و یه لطفی به من کن

یه قرار میذاریم  که سالیان سال همو نبینیم...

پ.ن ۱:نه ماه بعد بچه بقل ...

+ نوشته شده در  87/02/29ساعت 16:34  توسط دل شکسته  | 

 

می دانی اشکال کار من این بود که دنبال عشق درون تو میگشتم

عشق را من درون خود گم کرده بودم.

پ.ن ۱: تویی که از رفتن من پشیزی ناراحت نشدی!!

پ.ن ۲:یا شاید تو عشق من را به دیگری فروخته بودی؟!۱

+ نوشته شده در  87/02/14ساعت 11:13  توسط دل شکسته  | 


یادته بهت میگفتم که چشمات و نبند وقتی میخوای منو ببوسی؟!!

 

پ.ن: میگفتی عادتمه!!؟

+ نوشته شده در  87/01/30ساعت 2:1  توسط دل شکسته  | 

 
اوّلین بوسه درست مثل اوّلین نخ سیگار می‏مونه
 
یادم می آید درست کجا اولین بوسه را بر لبانت نشاندم.
راستی میدانستی:
 که چقدر برای قلب شکسته و ضعیف من خطر داشت بوسه های با چشمان بسته ات؟!!
 
پ.ن:پیر شدیم پیر تو ای جوونی..
+ نوشته شده در  87/01/18ساعت 0:23  توسط دل شکسته  | 


من:آهای دختر با تو هستم..میشنوی مرا؟!!

دختر: نه !!

من:تنهایم هنوز,تنهایی هنوز؟!!

دختر: هااا؟صدات و ندارم!!

من : تو هیچ وقت من را نشنیدی حتی برای ثانیه ای...

دختر: آها..

 

+ نوشته شده در  86/12/22ساعت 19:41  توسط دل شکسته  | 

قهوه

سیگار
بیخوابی

شب

سیگار
بیخوابی

تنهایی

سیگار
بیخوابی

پ.ن:سیگار را میپیچیم چونان مردمانی که از صبح تا شب مشغولیم به پیچاندنشان.

 

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 1:7  توسط دل شکسته  |